شاكر باش، براي هميشه و هميشه سپاسگزار باش، ولي اين را يك وظيفه ندان __ كه چون سپاسگزار هستي بايد دنباله روي كني ___ زيرا دير يا زود بسيار خشمگين خواهي شد.
اگر از من هم سپاسگزار هستي __ چون كه بايد باشي، آنوقت بازهم دير يا زود بسيار خشمگين مي شوي.

وظيفه واژه ي خوبي نيست. عشق به مذهب مربوط است، وظيفه، مربوط به جامعه است.
عشق، امري روحاني است، وظيفه، امري اخلاقي است.
عشق به ماورا تعلق دارد، وظيفه، متعلق به قانون است.
به اين دليل به مادرت خدمت مي كني كه مي گوي، "اين وظيفه ي من است."
بهتر است به او خدمت نكني، رهايش كن و بگذار بميرد، ولي آن را وظيفه نخوان، اين واژه اي زشت است. اگر اين از روي عشق باشد، اين لغت "وظيفه" از كجا آمده است؟
وظيفه چيزي است كه بر تو تحميل مي شود، بايد با اكراه انجامش بدهي، يك جبر اجتماعي است، يك تعهد است. چون او مادر تو است بايد انجامش دهي __ نه از روي عشق.
اگر دوستش داري، خدمتش را بكن، ولي آنوقت اين خدمت عطري دارد و تو گرانبار نيستي، در عمق وجودت در اين فكر نيستي كه كي خواهد مرد، در عمق وجودت نقشه نمي كشي كه وقتي او مرد از اين بارگران خلاص خواهي شد. جاري هستي، وقتي خدمتش را مي كني، جاري هستي، از آن لذت مي بري، "چه خوب است كه هنوز زنده است."
وقتي كه همسرت فقط همسرت است، نه معشوقت، آنوقت يك وظيفه است.
ولي وقتي عاشق همسرت باشي، آنوقت تفاوت دارد.
دوست ملانصرالدين با او حرف مي زد. گفت، "زن من يك فرشته است."
ملا گفت، " ولي زن من هنوز زنده است!"
ما عاشق همديگر نيستيم، ما زبان عشق را ازياد برده ايم.
سپاسگزار باش، عاشق باش، در شكري عميق، ولي راه خودت را برو.
سعي كن هشياري بيشتر، ادراك و هوشمندي بيشتر بيافريني.
براي بيان سپاسي كه داري، از هوشمندي بدرخش __ راه ديگري نيست.
اوشو دنگ دنگ دوكو دنگOsho: Dang Dang Doko Dang
+ نوشته شده توسط افشین خلج در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت
|