".... ما از رنج های خودمان دوری می کنیم. اگر احساس رنج داشته باشی رادیو و یا تلویزیون را باز می کنی تا مشغول بشوی. شروع می کنی به روزنامه خواندن تا بتوانی رنج هایت را فراموش کنی، یا به سینما می روی و یا نزد مرد و یا زن خودت می روی. به باشگاه می روی و یا برای خرید به فروشگاه می روی، فقط برای اینکه از خودت پرهیز کنی، برای اینکه نیازی به دیدن زخم هایت نداشته باشی، برای اینکه نیازی نباشد تا نگاه کنی که چقدر در درونت تو را آزار می دهد.
مردم از خودشان پرهیز می کنند. آنان از رنج چه می دانند؟ چگونه می توانند به رنج های تمام جهان هستی فکر کنند؟ نخست باید از خودت آغاز کنی. اگر احساس رنج و آزردگی
می کنی، بگذار همین مراقبه ی تو بشود. در سکوت بنشین، درها را ببند. نخست آن رنج را با شدت هرچه بیشتر و تا حد ممکن احساس کن. احساس آزردگی بکن. کسی به تو اهانت کرده. حالا، بهترین راه برای پرهیز از رنج این است که بروی و به او اهانت کنی، تا اینکه بتوانی توسط او مشغول بشوی! این مراقبه نیست.
اگر کسی به تو اهانت کند، از او تشکر کن که فرصتی به تو داده است تا یک زخم عمیق را احساس کنی. او زخمی را در وجود تو باز کرده است. این زخم شاید توسط توهین های بسیار زیاد که در تمام زندگی از آن ها رنج برده ای ایجاد گشته باشد، شاید آن شخص سبب تمام این رنج ها و آزردگی ها نباشد، ولی او ماشه ی روندی را در تو چکانده است.
فقط درهای اتاقت را ببند و در سکوت بنشین: بدون خشم نسبت به آن شخص، بلکه با هشیاری تمام از احساسی که در تو برخاسته است __ آن احساس آزردگی و رنج که مطرود شده ای و مورد اهانت واقع گشته ای. و آنگاه شگفت زده خواهی شد که نه تنها آن شخص در آنجا هست، بلکه تمامی مردان و زنان و تمام مردمی که به تو توهین کرده اند در حافظه ات حرکت می کنند.
نه تنها آنان را به یاد خواهی آورد، بلکه تمامی آن موقعیت ها را دوباره زندگی خواهی کرد. وارد نوعی تجدید زندگی کردن آن حوادث primal خواهی شد. آن آزردگی را احساس کن، درد را حس کن، از آن پرهیز نکن. برای همین است که در بسیاری از درمان ها از درمان-جو خواسته می شود تا قبل از شروع دوره هیچ نوع دارویی مصرف نکند؛ بخاطر یک دلیل ساده که داروها نوعی فرار از رنج های درونی هستند. آن ها به شما اجازه نمی دهند که
زخم هایتان را ببینید، داروها درد ها را سرکوب می کنند. آن ها نمی گذارند که وارد
رنج هایتان بشوید و تا زمانی که وارد دردها نشوید، نمی توانید از زندان آن ها خلاص شوید....اوشو"
مترجم:محسن خاتمی
کتاب خرد
فصل پنجم
کاشتن بذرهای سپید




