نكته ي چهارم: شايد شكايت هايي داشته باشيد، مشكلاتي داشته باشيد ، نبايد به آن ها توجه كنيد. اگر مشكلات و دشواري هاي جزيي را تجربه كرديد، به آن هيچ توجهي نكنيد.
ما براي سرگرمي اينجا نيستيم.
به تازگي داستان يك راهبه چيني را شنيده ام.
او از روستايي گذر مي كرد كه فقط چند خانه در آن بود و چون هوا داشت تاريك مي شد و او تنها بودن به محوطه ي جلوي آن خانه ها رفت و از روستاييان درخواست كرد: "لطفاً اجازه بدهيد كه امشب در يكي از
خانه هاي شما اقامت كنم."
براي آنان او يك غريبه بود و از مذهبي ديگر بود، پس روستاييان درهاي خانه هايشان را به روي بستند. روستاي بعدي بسيار دور بود و هوا تاريك مي شد و او تنها بود. او مجبور شد شب را در هواي باز بخوابد و زير يك درخت گيلاس استراحت كند. نيمه شب بيدار شد ، شبي سرد بود و او به سبب سرما خوابش نمي برد. او به بالاي سرش نگاه كرد و ديد كه شكوفه هاي گيلاس همه باز شده اند و درخت از شكوفه ها پوشيده شده بود. و ماه در وسط آسمان بود و مهتاب بسيار زيبا بود. او براي يك لحظه، خوشي بسياري را تجربه كرد. صبح كه شد به آن روستا برگشت و از تمام مردمي كه سرپناهشان را از او دريغ كرده بودند تشكر كرد.
وقتي از او پرسيدند، "براي چه تشكر مي كني؟" گفت، " براي عشقتان، براي مهر و
مهرباني تان كه ديشب درها را به روي من بستيد. به همين سبب بود كه من ديشب توانستم سروري باورنكردني را تجربه كنم. من آن شكوفه ها ي گيلاس را زير نور باشكوه مهتاب ديدم و چيزي را ديدم كه قبلاً هرگز نديده بودم. اگر به من پناه داده بوديد، آن را نمي ديدم. حالا دليل بستن درها را ديدم و از مهرباني شما تشكر مي كنم."
اين يك راه نگاه كردن به وقايع است. ممكن بود كه هركدام از شما در آن شب به جاي آن زن راهبه بوديد و درها به رويتان بسته مي شد و در شب احساس خشم مي كرديد. شايد احساس نفرت زياد مي كرديد و از آن مردم بسيار عصباني مي بوديد، شايد به آن
شكوفه هاي گيلاس توجهي نمي كرديد و شايد طلوع صبح را مشاهده نمي كرديد. آن احساس سپاسگزاري به جاي خود! شما هيچكدام از اين ها را احساس نمي كرديد.
راه ديگري براي مرتبط شدن با زندگي وجود دارد ، و آن وقتي است كه نسبت به همه چيز در زندگي سپاسگزار هستيد. و بايد به ياد بسپاريد كه در طول اين سه روز، نسبت به همه چيز شاكر باشيد. براي آنچه كه دريافت مي كنيد سپاسگزار باشيد و نگران آنچه كه دريافت نمي كنيد نباشيد. اين اساس شكرگزاري است. بر اين اساس است كه رهابودن و سادگي در درون شما زاده
مي شود...اشو
ادامه دارد
مترجم:محسن خاتمی
mohsenlove@gmail.com
+ نوشته شده توسط افشین خلج در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت
|