تبليغاتX
Education for Life and Death

داستاني در مورد يك هزار پا وجود دارد كه دچار التهاب مفاصل بود و يك جغد داناي پير او را اين چنين پند مي داد :

 

osho

جغد گفت : هزارپا ؛ تو صد تا پا داري ، همگي دچار التهاب مفصل اند . حال ، اگر من جاي تو بودم ، خودم را تبديل به يك لك لك مي كردم . با دو پا مي تواني نود و هشت درصد درد را از خود دور كني ، و اگر از بالهايت استفاده كني مي تواني كلاً بدون پا راه بروي .

هزارپا سرش را بالا گرفت : « من پيشنهاد تو را بدون تأمل مي پذيرم » او گفت . « حالا فقط به من بگو ، چگونه مي توانم تبديل به لك لك شوم ؟ » جغد گفت : « آها ، من نمي خواهم چيزي در مورد جزئيات بدانم - - من فقط سياست كلان را مي سازم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط افشین خلج در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت |

وقتي در جست و جو هستيد، ‌فردا اهميت مي يابد و هدف مهم مي شود. وقتي جست و جو نكنيد، لحظه حال،‌ تنها زمان موجود است؛‌ آينده اي نيست و نمي توانيد چيزي را به تاخير بيندازيد. نمي توانيد بگوييد:‌ «‌ فردا شاد خواهم بود. »

ما امروز را بوسيله فردا نابود مي كنيم. ما با خيالبافي،‌ واقعيت را نابود مي كنيم. شايد بگوييد:‌ « باشد،‌امروز غمگينم،‌اما اشكالي ندارد. فردا شاد خواهم بود. » پس امروز را مي توان تحمل كرد،‌اما اگر فردا و آينده اي در ميان نباشد، اگر چيزي براي جست و جو و يافتن وجود نداشته باشد، ‌راهي نيز براي به تاخير انداختن نخواهد بود. به اين شكل، ‌تاخير اساسا ناپديد مي شود. آنگاه به عهده خود شماست كه شاد باشيد يا نه. اين لحظه بايد تصميم بگيريد و من تصور نمي كنم كه كسي بخواهد غمگين باشد. چرا و براي چه بايد غمگين بود؟‌

گذشته ديگر وجود ندارد. آينده هرگز نخواهد آمد. فقط اين لحظه وجود دارد. مي توان اين لحظه را جشن گرفت. مي توان دراين لحظه عشق ورزيد، دعا كرد، ترانه خواند، پايكوبي و يا مراقبه كرد. مي توانيد اين لحظه را هرطور كه مي خواهيد، سپري كنيد و لحظه چنان كوتاه است كه اگر هشيار نباشيد،‌ از دست خواهد رفت. براي بودن و وجود داشتن،‌ بايد بسيار هشيار بود. در حاليكه عمل كردن، نياز به هشياري ندارد و بسيار مكانيكي است.

عبارت « صبر كن »‌ را بكار نبريد؛ ‌زيرا صبر كردن،‌ يعني آينده دوباره از در پشت وارد شده است. اگر به نظرتان مي رسد كه بايد صبر كنيد،‌ دوباره منتظر آينده مي شويد. نبايد منتظر چيزي شد. هستي در اين لحظه كامل است و هرگز كامل تر از اين نخواهد شد...اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت |

زندگی سفری است از اینک به اینجا، وهر لحظه ی آن مسیری است که در آن رهسپاریم به سوی ابدیت و چه زیباست که قایق کوچک خویش را برداریم و دل را بزنیم به دریای زندگی و بر هر ناشناخته ای که پیش رویمان قرار دارد،برانیم.

    و چه زیباتر که سفر خویش را شادمانه تر، پر عصاره تر ، پایکوبانه تر و خندان تر، طی کنی!

پس هر صبحدم با تمامی وجود سپاسگذار هستی باش که فرصتی

 دوباره به تو داده و بار دیگر بر تو اعتماد کرده ، شاید فرصت های زیادی را از دست داده باشی ، زندگی را باری دیگر از همین لحظه ، با قلبی سرشار از شکر گذاری آغاز کن و شب هنگام نیز  خالصانه سر تعظیم فرودآر.

    دوست من ، بخاطر هر آنچه که در طول روز برایت اتفاق افتاده ، چه خوب ، چه بد ، چه شادی ، چه غم و بدان که همه ی آنها آموزگاران من و تو هستند و بس ، پس لحظه ها را با تمامیت زندگی کن و بدان که اگر آگاهانه و هوشیار قصد کنی و مسئولیت خویش را تمام و کمال بر عهده بگیری ، می توانی تا اوج آسمانها پر بگیری و این تصمیم ، تصمیم توست.

    تو باید بدانی که همیشه و همیشه ، در هر رابطه ای تغییر را باید تنها و تنها از خود آغاز کنی و بدانی که هیچ کس و هیچ چیز عامل بدبختی و خوشبختی تو نیست ، مگر خودت.

    تصمیم نردبان است ، نردبانی که تو را به قله های ابدیت می رساند و انسان ! موجودی که توانایی فراوانی در وجودش نهفته است ، با قبول مسئولیتهای خویش می تواند آنها را-توانایی- شکوفا کند.و اگر بخواهی رشد کنی نیازمند توجه و مراقبت هستی. علفهای هرز به خودی خود رشد خواهند کرد اما تو انسانی و نیازمند مراقبه.اگر بخواهی بذری ارزشمند بکاری به اندازه ی شایستگی آن باید مراقبتش کنی ، آنگاه فرایند رشد با تصمیم و تعهد به شکوفایی خواهد رسید.

    همه چیز امکان پذیر است! اما تو بایستی آنها را ممکن سازی  و دست یافتن به چیزهای ارزشمند در زندگی دشوار است.پس همواره روان و در حرکت باش ، برو تا دور دست ترین ستاره برسی ! از لحظه ، لحظه ی سفر لذت ببر و هر دم با سراپای وجود زندگی را زندگی کن و در تمامیت و یکپارچگی برخیز! با خود انگیختگی و خود جوشی مسیر را طی کن و مطمئن باش ، تمامی عشقی که در دنیاست می تواند ، از آن تو باشد.

   اولین گامت را در خوش بینی کامل بردار تا آخرین گامت نیز از خوش بینی لبریز باشد، اشتیاق را تمام و کمال تو شه ی راهت ساز و بدان اگر در این جهان هستی ، تنها یک نفر توانسته کاری را انجام دهد ، تو نیز می توانی  به انسانهایی که ذهن تیره ی آنها روشنایی صبح را ندیده ، اکتفا نکن!

    و بدان! که مشکلات بخشی از زندگی هستند.مشکلات سودمندند! زیرا که سبب رشد من و تو خواهند شد.مشکلات،چالشهایی هستند که من و تو را به کارکردن ، فکر کردن و یافتن راههای مختلف غلبه بر آنها ، وا می دارند.

    تلاش در زندگی ضروری است.بنابراین به مشکلات به چشم موهبتهای بزرگ بنگر. نگرش منفی را رها کن چرا که ممکن است سنگی که به ظاهر راه من و تو را بسته ، به عنوان پله ای برای پیشرقت عمل کند

   دوست من ، من معتقدم که با تفکر خلاق همه چیز در زندگی سودمند می شود و هیچ چیز بی معنا و بی استفاده نیست.

   زندگی همیشه تازه ، با طراوت ، شاداب و جوان است.به تازگی شبنم صبحگاهی روی برگی کوچک و گل نیلوفری که تازه برگهای خود را گشوده است، آری، به تازگی عطر سوسن و چشمان معصوم کودکان.

    پس ! سفر را از اینجا به اینجا آغاز کن و بدان که زندگی نو و جاریست. و جریان زندگی در تمامیت آن ، شناخت زندگی در طراوت آن به شادمانی و آرامش رسیدن است.

  در پایان دوست دارم که به تو بگویم،یکپارچه عاشق باش و به همه ی هستی عشق بورز.

                                                                                                           ... چرا که ما همه ترانه های مختلف یک خواننده ایم!...افشین

                                      

+ نوشته شده توسط افشین خلج در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت |
 لطفاً تفاوت بين توكل به جهان هستي و تقديرگرايي را شرح دهيد

تفاوت بين توكل كردن به جهان هستي و تقديرگراييatalism  بسيار ظريف است.
درظاهر شايد به نظر آيد كه اين دو دقيقاً همسان هستند، ولي در واقع، آنها  دو تجربه ي كاملاً متضاد هستند

osho

تقدير يك تسلي است: تو فقيري و مي بيني كه ديگران غني و غني تر مي شوند ،_
به تسلي نياز داري. تو هركاري مي كني و با صداقت، شرافت و اخلاق هم مي كني. هرگز از وسيله هاي خلاف استفاده نمي كني، ولي باز هم شكست مي خوري. و ديگران را مي بيني كه صداقت ندارند، حيله گر هستند و از هيچ خلاف و خيانت رويگردان نيستند و موفق هم هستند و هر روز ثروتمندتر و با اعتبار و قدرت مي شوند

اين را چگونه مي توان توجيه كرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط افشین خلج در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت |