تبليغاتX
Education for Life and Death

اگر باران مي بارد ، بگذار ببارد ؛
اگر باران نمي بارد ، بگذار نبارد ؛
اما حتي نخواست ببارد ،
بايد با آستين هاي خيس
سفر كني
.

يكي از لغات بسيار مذهبي در نگرش بودا نسبت به زندگي ساماتا است . ساماتا يعني آرامش ، تعادل ، توازن ، بي انتخابي . به سمت افراط حركت نكن ، از افراط اجتناب كن . درد و لذت دو افراط اند _ _ انتخاب نكن . نه اجتناب كن نه بچسب . فقط در ميانه باقي بمان ، تماشا كن ، به آن بنگر ، بي دلبستگي .

درد مي آيد ، بگذار بيايد _ _ تو فقط مراقب هشياري باش . فقط آگاه باش . سردرد آنجاست، فقط تماشايش كن . به آن نه نگو ، شروع به مبارزه با آن نكن ؛ انكارش نكن ، از آن دوري نكن. سعي نكن خودت را جاي ديگر مشغول كني تا حواست از آن منحرف شود . بگذار آنجا باشد : تو به سادگي تماشا كن . و در آن تماشا كردن ، تحول بزرگي رخ مي دهد .

اگر بتواني آن را بدون دلبستگي و نادلبستگي تماشا كني ، ناگهان آن آنجاست اما تو بيرون از آني ، تو ديگر در آن نيستي . تو آنجا ايستاده اي بدون ارتباطي با آن . بي انتخابي ارتباط تو را از تمام حالات روحي قطع مي كند ، از تمام انواع ذهن . آن ساماتا است .

لذت مي آيد ، بگذار بيايد . به آن نچسب . نگو : " من مي خواهم تو را براي هميشه داشته باشم . " اگر به لذت بچسبي ، آنگاه از درد اجتناب خواهي كرد . و به سمت افراط هاي ديگر نرو : شروع به انكار لذت نكن ، شروع به فرار كردن از لذت نكن ، زيرا آن همان است . اگر شروع به فرار كردن از لذت كني ، شروع به چسبيدن به درد خواهي كرد . آن كاري است كه مرتاضان مي كنند .

شخص آسان گير به لذت مي چسبد ، از درد اجتناب مي كند .

و شخص مرتاض از لذت اجتناب مي كند و به درد مي چسبد . هر دو نگرش اشتباه است ؛ در هر دو تو توازن را از دست مي دهي . بوديسم نه ناپرهيزي است نه رياضت است . آن چيزي آموزش نمي دهد _ _ آن به سادگي مي گويد تماشا كن !

و آن همان چيزي است كه مسيح بارها تكرار كرده است : تماشاكن ! مراقب باش ! هشيار بمان ، بيدار بمان .

تو تلاش مي كني ! اين يك آزمايش در روان شناسي است _ _ هيچ كاري با خدا ندارد . و تو شگفت زده خواهي شد و بسيار زياد سود خواهي برد . روزي كه بتواني ببيني تو نه دردي نه لذت ، روز بزرگي است ، بزرگترين روز است _ _ زيرا از آن پس مسائل پيش رو متفاوت خواهند بود .

اگر باران مي بارد ، بگذار ببارد ...

اگر آنجا درد هست ، بگذار باشد .

اگر باران نمي بارد ، بگذار نبارد ...

اگر آنجا دردي نيست ، بگذار همان باشد . اگر آنجا لذت هست ، بگذار همان باشد . اما به چيزي وابسته نباش .

اما حتي نخواست ببارد ،
با آستين هاي خيس
بايد سفر كني .

اما يك چيز را به خاطر بسپار : حتي اگر زندگيت در راحتي و آسايش و لذت و خوشي بوده باشد و درد بزرگي آنجا نبوده باشد ، آنگاه نيز بايد با آستين هاي خيس سفر كني . چرا ؟ زيرا با اين وجود روزي پير خواهي شد ، با اين وجود روزي خواهي مرد . بنابراين شخص مي تواند زندگي خوشي داشته باشد ، اما دوران كهولت در راهند ، و مرگ در راه است . مرگ نمي تواند دور شود ؛ راهي براي فرار از آن نيست . آن گريز ناپذير است .

بنابراين چه دردمندانه زندگي كرده باشي چه سعادتمندانه ، زياد فرقي نمي كند وقتي كه مرگ از راه مي رسد . و مرگ مي آيد .

مرگ روزي كه متولد مي شوي مي آيد . در همان لحظه ي تولد مرگ وارد تو مي شود...اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت |

مي تواني از هر زن و شوهري ، از هر عاشق و معشوقي بپرسي ، آنها هر دو احساس مي کنند فريب خورده‌اند ، هر يک ديگري را بر طبق خيالات خود تصوير کشيده بود ، و آن بيچاره هيچ وظيفه اي ندارد که وجودش را بر طبق انتظارات تو بر کرسي بنشاند و تو طرف را فريب داده‌اي هر دو اميدوار بودند که عشق را از طرف مقابل دريافت کنند و هر دو تهي بودند ، عشق چطور مي تواند اتفاق بيفتد . نهايتا هر دو مي توانند با هم بدبخت شوند کوري عصا کش کور دگر پيش از اينکه هنوز وصلتي صورت نگرفته بود و تنها بوديد عادت داشتيد بدبخت باشيد ؛ حالا مي توانيد در کنار يکديگر بدبخت باشيد ويادت باشد وقتي دو نفر با هم بدبخت باشند اين يک عمل جمع ساده نيست ، يک عمل ضرب است. با شروع زندگي مشترک شما مي توانيد ياس و ناميدي خود را بر گردن ديگري بيندازيد ، با چنين زن شلخته ، پر حرف ، بد اخلاق و تنگ نظري چه مي توان کرد؟ با چنين شوهر قزميت و کنسي چه بايد کرد؟

افراد نابالغي که به دام عشق مي افتند آزادي يکديگر را نابود مي‌کنند، زندان درست مي کنند  و از آنجا که آزادي بالاتر از عشق است اگر عشق باعث از بين رفتن آزادي شود بايد عشق را کنار گذاشت.

کار نود و نه درصد از ازدواج ها با خاتمه ماه عسل تمام است ولي آن موقع ديگر دم به تله داده‌‌اي هيچ راه فراري نداري . در حقيقت اجتماع به جاي مانع تراشي بر سر راه طلاق بايد تا حد امکان موانعي بر سر راه ازدواج قرار دهد اجتماع نبايد اجازه دهد افراد به سادگي با هم ازدواج کنند اما الان قضيه بر عکس شده است کسي نمي گويد آيا آمادگي اين کار را داريد يا اين فقط يک هوس زود گذر است فقط به اين خاطر که از بيني آن زن خوشت آمده است چه حماقتي آدم که نمي تواند فقط با يک بيني ازدواج کند دو روز که بگذرد بيني فراموش مي شود کي به بيني زنش نگاه مي کند زن هيچ وقت زيبا به نظر نمي‌آيد وقتي به هم انس و الفت گرفتيد زيبايي پر مي کشد و پي کارش مي رود لذا قبل از آشنايي کامل حتي اگر خودشان بخواهند نبايد به آنها اجازه داد که ازدواج کنند آنوقت است که طلاق از روي زمين محو مي شود. .. آدم نبايد با کسي که در خواب و خيال هاي عاشقانه قصري با شکوه بر روي ابرها براي خود ساخته است ازدواج کند بايد صبر کرد عشق و عاشقي از سرش بيفتد .

حال و هواي شاعرانه وقتي بدرد مي خورد که تو شاعر باشي و کسي تا به حال نشنيده که شاعر جماعت همسر خوبي باشد. فرد بايد به اندازه کافي به بلوغ برسد . بلوغ به منزله آنست که فرد ديگر يک احمق دلباخته نيست . مسووليت زندگي را مي فهمد . او انتظار ندارد فقط با باغي پر از گلهاي رز روبرو شود اميد واهي ندارد او خوب مي داند که واقعيت جدي و خشن است . بسيار زمخت و ناهموار است در گلزار زندگي گلهاي سرخ با آن گلبرگهاي نرم و لطيف نيز يافت مي شوند ولي تک و توک . گل هست ولي بيشتر از گل خار هم هست. . عشق رويايي همان چيزي است که مردم به آن مي گويند عشق نوجواني . آدم نبايد روي چنين عشقي حساب کند نبايد آن را غذاي روح حساب کند. مي توان گفت مثل بستني مي ماند . خوردن بستني خوب است اما نبايد به آن به عنوان غذا تکيه کرد. زندگي بايد واقع گرايانه باشد يعني خالي از استعارات و تشبيهات شعري. وقتي انسانها در رويا زندگي مي کنند واقعيت دير يا زود آن را نابود مي کند . به زعم من در اکثر موارد اصلا عشقي در کار نيست. تو درباره خودت دچار سوء تفاهم شده‌اي . چيز ديگري آنجا بوده است و تو هيجانات جنسي را با عشق اشتباه گرفته بودي در اين صورت اين هيجان زودگذر به زودي فروکش خواهد کرد زيرا به محض اينکه با او همبستر شدي اين کشش از بين خواهد رفت. جذابيت جنسي فقط رفيق شفيق ناشناخته است همين که مزه همبستري با او را چشيدي کشش جنسي از بين خواهد رفت.

بنابر اين هيچگاه عشق را با کشش جنسي اشتباه نگير . عشق شور و هيجان نيست . عشق عاطفه نيست .

عشق به صرف معرفي و صحبت دور آ دور به دست نمي‌آيد در حقيقت وقتي با کسي از دور آشنا مي شوي تو عاشق او نشده‌اي بلکه عاشق تصويري هستي که از او در ذهن خود خلق کرده‌اي و اين تصوير با واقعيت بسيار تفاوت دارد. در حقيقت به همين خاطر است که اکثر ازدواج ها به زندگي هاي ملامت آور تبديل شده اند. چون هيچ يک از دو طرف واقع بين نبوده‌اند و فقط در خيالات با او زندگي مي کردند اما زندگي با واقع سر و کار دارد نه خيال. بنابراين مي تواني با زندگي در خيالات نويد يک زندگي پر از نکبت را به خود بدهي.

براي برخي از انسانها ازدواج حتي از خريدن يک کالا، پست تر است . در خريد کالايي به نام يک عمر ، انسان هيچ گاه نبايد آن را با عشق سبک و سنگين کند . آنهم عشقي که در اصالت آن بايد شک کرد. و بيشتر آنرا بايد شور و هيجان جنسي نام نهاد. قضيه فقط خريد يک تابلوي نقاشي نيست که آنرا روي ديوار بگذاري و هر ماه غبار روي آن را با پارچه‌اي تميز کني . بنابراين در انتخاب همسر بايد بسيار عاقلانه با موضوع برخورد کرد.

عشق و احترام مرا پذيرا باشيد.

برگرفته از کتاب بلوغ. اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت |
مي توان به داشتن پناه و حامي وابسته شد، اما اين كار نيرويي به شما نمي بخشد. نيرو و قدرت زماني نصيب كسي مي شود كه با موقعيتهايي دشوار رودررو مي شود.

در گذشته، مردم به ديرها، ‌كوه هاي هيماليا و غارهاي دوردست پناه مي بردند و آنجا به آرامشي خاص مي رسيدند،‌ اما آن نوع آرامش سطحي بود. هروقت كه اين مردم به دنيا بازمي گشتند، آرامش شان را از دست مي دادند. آرامش آنها بسيار شكننده بود؛ بطوريكه از  دنيا مي ترسيدند. گوشه انزواي آنها نوعي گريز بود، نه رشد.ياد بگيريد كه تنها باشيد، اما هرگز به تنهايي تان وابسته نشويد. هميشه توان ارتباط با ديگرن را داشته باشيد. بياموزيد اتصال و مراقبه كنيد، اما چنان افراط نكنيد كه نتوانيد عشق بورزيد. خاموش، آرام و ساكت باشيد، اما نسبت به اين آرامش و خاموشي وسواس نداشته باشيد. در غير اينصورت، نمي توانيد با دنيا مواجه شويد.آرام بودن هنگام تنهايي آسان است، اما وقتي كه با مردم هستيد،‌ به سختي مي توانيد ساكت و آرام بمانيد. بايد با آنچه دشوار است، برخورد كنيد. وقتي قادر شديد در حضور ديگران هم آرام و خاموش باشيد، به هدف رسيده ايد و آنگاه آرامش تان را هيچ چيز در هم نمي ريزد...اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت |