تبليغاتX
Education for Life and Death
مدیریت زمان موضوعی است اساسی که در عرصه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در عمل اهمیت خود را به اثبات رسانیده است . نقش مدیریت زمان از آنجا حائز اهمیت است که سایر روشهای مدیریت بدون تأکید بر اجرای مدیریت زمان ناکارآمد بودن خود را نشان داده اند. از همین رو، مدیریت زمان ، از یک سو برای پیشبرد کار و از سوی دیگر برای انجام مراحل مختلف آن در مدت زمان معین نقش محوری ایفاء می کند، چنانچه زمان به گونه ای مناسب برای انجام امور یک سازمان مدیریت نشود فعالیت در محیط کار بازدهی لازم را نخواهد داشت . کارشناسان امور مدیریت برای اجرای دقیق مدیریت زمان روشهای بسیار ساده ای ارائه داده اند که می توان با توسل به این راهکارها نحوه بهتر کارکردن و چگونگی استفاده بهینه از زمان را تجربه نمود. برای نیل به این هدف نخست فرد باید آمادگی لازم برای انجام کار را در خود به وجود آورد. برای مثال چنانچه شما سحرخیز باشید و کارتان را به طور جدی در صبح آغاز نمائید، اگر پیش از هر اقدامی این احساس در شما ایجاد شود که فعالیت روزانه تان را با کار سختی باید شروع کنید، آغاز کار برای شما سخت تر به نظر خواهد رسید. از این رو توصیه می شود ابتدا با کاری که از انجام آن لذت می برید شروع کنید. زیرا انجام کار فکری و عملی لذت بخش ، ذهن و جسم شما را قبل از مواجه شدن با کارهای طاقت فرسا آماده خواهد نمود. افزون بر این سعی نکنید تمام کار را یکباره انجام دهید بهتر است در مرحله نخست قسمت بسیار کوچکی از کار را در دست بگیرید و پس از انجام آن به مراحل دیگر کار بپردازید. در این راستا قاطعیت و سرسختی در انجام کار نیز حائز اهمیت است . توصیه می شود کارها را برای پیگیری فهرست نمائید اگر یک یا دو مورد از کارها مدتی در فهرست باقی بماند، صادقانه از خود بپرسید: "آیا من واقعاً تصمیم دارم این کار را انجام بدهم ؟" چنانچه پاسختان منفی باشد یا برای انجام آن وقت نداشته باشید خود را سرزنش نکنید، کافی است به علت فرصت نداشتن یا بی اهمیت بودن آن کارها بر روی آنها در فهرست خط قرمزی بکشید. کارهای اساسی را که به طریقی برای بقاء کار شما ضروری است جدا از دلبستگی و علاقه به آن در دستور کار خود حتماً قرار دهید و با اعمال مدیریت زمان آن را به انجام برسانید. بیشتر افراد فهرست کارهایشان را به محض آغاز به کار تنظیم می کنند، از این شیوه تهیه فهرست کارها جداً اجتناب نمائید. زیرا این عمل سبب می گردد که وقت برای انجام کارهای اساسی نداشته باشید و به تبع این موضوع شروع کارتان منطقی و کارآمد نخواهد بود. برای پیشبرد اهداف سازمان بخشی از زمان خود را نیز به بررسی وضعیت کارکنان سازمان خود اختصاص دهید. زیرا اهمیت دادن به کارکنان در بازدهی کار حیاتی است . در ضمن این نکته را باید در نظر داشت که کارکنان بخشی از سرمایه موسسه به شمار می آیند، از این رو برای آموزش و ارتقاء مهارت های آنها باید وقت و سرمایه کافی صرف نمائید و تا آنجا که می توانید به آنها آموزش داده و با تفویض اختیارات بیشتر حوزه فعالیت آنها را گسترش دهید. زمانی را نیز برای گفتگو با کارمندان جهت کسب آمادگی پذیرش مسئولیت کارهای پیچیده تر اختصاص دهید. برای اینکه بتوانید اختیار بیشتری را به آنها تفویض کنید برنامه ای برای افزایش آمادگی کارکنان ترتیب دهید. در راستای پیشبرد کارها، شناخت از استعداد، قابلیت ها و توانائی خودتان نیز بسیار اهمیت دارد. این موضوع واقع بینی را در انسان ایجاد می کند و مانع از بلندپروازی می گردد. اگر می خواهید در کارها موفق باشید باید واقع بینانه از زمان استفاده بهینه نمائید. در مدیریت زمان توأم با واقع بینی باید هدفهایتان را محدود کنید و بپذیرید که بلندپرواز نبودن و واقع بینی یک مزیت است . به عنوان نمونه اگر تمام طول روز را کار کنید ممکن است نتوانید تمام کارهای فهرست شده را انجام دهید. در ضمن باید به این واقعیت نیز توجه نمود که در صبح بهتر می توانید کار کنید یا در عصر. بعضی اشخاص اوایل روز روحیه بهتری برای انجام کار دارند و سپس این احساس با گذشت زمان افت می کند. برخی از افراد عکس این حالت را دارند معمولاً این گونه اشخاص در اواخر روز فعال تر می شوند. از دیگر عوامل موفقیت برای پیشبرد کارها کسب اختیارات است تا بتوان استعداد و قابلیت خود را فعلیت بخشید. از این رو، جهت پیشبرد کارها پیشنهاد می شود نخست آموزش و مهارتهای کارکنان را افزایش دهید. برخی از مدیران سرمایه گذاری بر روی افراد را نادیده می گیرند. این نگرش مانع از کارآمدشدن کارکنان می گردد. در حالیکه ضرورت ایجاب می کند کارکنان سازمان را برای تجزیه و تحلیل هر کاری که در شرکت انجام می شود به کار بگیرید و بررسی نمائید کدام مهارتها برای انجام هر کاری مورد نیاز است . این موضوع چندان دشوار نیست . یکی از کارمندان با تجربه و کارآمد را مأمور نمائید مشخص کند که آیا کارکنان مهارتهای لازم مورد نیاز سازمان را دارند؟ در صورت منفی بودن پاسخ لازمست برنامه آموزشی جهت ارتقاء سطح توانایی آنها ترتیب دهید. از سوی دیگر باید بر این نکته تأکید داشت که توجه به مشتریان باعث صرفه جویی در زمان می شود. یکی از مشکلات شرکتهای بزرگ این است که مدیران آنها مشغله فکریشان مشکلات سازمانی است نه مسائل و نیاز مشتریان ! این دسته از مدیران بخش اعظم تلاش و وقت خود را برای رتق و فتق اوضاع مالی و نیازهای شرکت صرف می کنند. از این رو، مدیریت ارشد را متقاعد کنید اگر به کسب اطلاعات در زمینه نیاز مشتریان بپردازد به تبع تحولاتی که بسته به نیاز مشتری در سازمان انجام خواهد شد در زمان صرفه جویی می شود. در نهایت مشخص کنید که فرهنگ مدیریت در سازمان شما چیست ؟ آیا مدیران به این موضوع واقف اند؟ چقدر انرژی برای انجام کارها به خاطر فرهنگ رهبری نامناسب به هدر می رود!؟ در این زمینه باید به این واقعیت توجه داشت که فرهنگ سازمانی خوب است که از افراد موفق و کسانی که به خوبی در تیمها کار می کنند حمایت کند، اتلاف انرژی را به حداقل برساند و اولویتها را در جهت تحقق استراتژی سازمان قرار دهد
+ نوشته شده توسط افشین خلج در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت |

من به شما می گویم كه شما به ندرت عشق می ورزید. شاید اشتیاق عشق را داشته باشید، ولی بین او دو تفاوتی بس عظیم وجود دارد.

Sun Spot

عشق ورزیدن و نیاز به عشق داشتن دوچیز كاملاً متفاوت هستند. بیشتر ما در تمام زندگی همچون كودكانی باقی می مانیم، زیرا همه دنبال عشق هستند. عشق ورزیدن چیزی بسیار اسرارآمیز است و اشتیاق عشق را داشتن چیزی بسیار بچه گانه است. كودكان خردسال عشق می خواهند، وقتی مادر به آنان عشق می دهد، رشد می كنند. آنان همچنین از دیگران نیز عشق می خواهند و خانواده به آنان عشق می دهد. سپس وقتی بزرگ شدند، اگر شوهر باشند، از زنانشان عشق می خواهند و اگر زن باشند، از شوهرانشان عشق می خواهند. و هركس كه خواهان عشق باشد در رنج است، زیرا عشق چیزی نیست كه بتوان آن را خواست. عشق را فقط می توان داد. در خواستن عشق، تضمینی وجود ندارد كه بتوانی آن را به دست آوری. و اگر آن شخصی كه از او تقاضای عشق داری، او نیز از تو انتظار عشق را داشته باشد، مشكل ایجاد خواهد شد. مانند ملاقات دو گدا است كه باهم و از هم، گدایی می كنند. در تمام دنیا زنان و شوهران مشكلات ازدواج را دارند و تنها دلیل آن این است كه هردو از هم توقع عشق دارند، ولی قادر به دادن عشق نیستند

Last Gasp

قدری در این مورد فكر كن، نیاز پیوسته تو برای عشق. می خواهی كسی دوستت داشته باشد و اگر عاشقت باشد، احساس خوبی داری. ولی آنچه كه نمی دانی این است كه دیگری فقط به این دلیل دوستت دارد كه می خواهد تو عاشق او باشی. درست مانند این است كه كسی برای صید ماهی طعمه بگذارد، او طمعه را برای خوراك دادن به ماهی پرتاب نمی كند، برای صید ماهی پرتاب می كند. او نمی خواهد آن خوراك را به ماهی بدهد، او فقط برای این چنین می كند كه آن ماهی را صید كند. تمام افرادی كه در اطرافتان می بینید كه عاشق هستند فقط طعمه می اندازند تا عشق به دست آورند. برای مدتی طعمه را می اندازند، تا وقتی كه آن دیگری شروع كند به این احساس كه امكان گرفتن عشق از این شخص وجود دارد. آنگاه او نیز قدری عشق نشان خواهد داد تا زمانی كه به این نتیجه برسند كه هردو گدا هستند! آنان اشتباهی اساسی مرتكب شده اند، هریك می پنداشته كه دیگری پادشاه است. و پس از مدتی هریك تشخیص می دهد كه هیچ عشقی از دیگری دریافت نمی كند، آنگاه اصطكاك شروع می شود. برای همین است كه زندگی زناشویی به نظر جهنم می آید، زیرا همه ی شما خواهان عشق هستید، ولی نمی دانید چگونه عشق بدهید. این اساس تمام دعوا هاست

Big Head

تنها راه بهتر ساختن رابطه این است كه درك كنید عشق چیزی دادنی است و نمی توان آن را درخواست كرد. عشق را فقط می توان داد. هرآنچه كه دریافت می كنی تنها یك بركت است، پاداش عشق ورزی نیست. عشق را فقط باید داد و هرآنچه كه دریافت می كنی فقط یك بركت است، یك پاداش نیست. و حتی اگر هیچ چیز دریافت نكنی، همیشه خوشحال هستی كه قادر به دادن عشق بوده ای. اگر زن و شوهر به جای درخواست عشق شروع كنند به دادن عشق، زندگی می تواند برایشان بهشت شود. و دنیا چنان اسرارآمیز است كه اگر آنان از خواستن عشق دست بردارند و بیشتر عشق بدهند، عشق بیشتری دریافت خواهند كرد و این راز را تجربه خواهد كرد...اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت |