اگر چشماني براي ديدن داشته باشي شگفت زده مي شوي: حتي يك گدا نيز گدا نيست. او هم يك انسان است. او هم طعم عشق را چشيده و عصباني شده است. او هم هزار و يك چيز ديگر را از سر گذرانده است كه حتي پادشاهان نيز ممكن است به حال او غبطه بخورند. ارزشمند است كه زندگي گدا را مطالعه كرد، مشاهده كرد و از آن شناختي حاصل كرد، زيرا او نيز امكاني از زندگي توست. هرانساني با امكاناتي زندگي مي كند و امكاني را به واقعيت دگرگون مي كند. تمام اين امكانات در تو نيز هست. تو مي تواني يك آدولف هيتلر شوي يا يك مسيح- هردو در به رويت گشوده اند. يكي از اين دو در وارد مي شود، ديگري از آن در. از اين رو من همانقدر علاقمند بودا هستم، نيز علاقمند مسيح و يا هيتلر و يهودا و ... هستم. اگر تو اين را بفهمي تمام عالم دانشگاه تو مي شود. معناي دقيق دانشگاه همين است، زيرا از واژه universe (جهان هستي ) گرفته شده است. آنگاه تمام موقعيتها، به فرصتي براي رشد و تحول تبديل مي شود. آهسته آهسته خودت را مي آفريني. ما در شكل يك مكان و فرصت به دنيا مي آييم،همه چيز به ما بسته است. اينكه مي خواهيم چه شويم، اينكه نتيجه چه مي شود..اشو
+ نوشته شده توسط افشین خلج در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت
|

